NURSING 90

خورشید باش که اگر خواستی برکسی نتابی نتوانی .


فرق احمقو دیوونه!!!!!!

فرق احمقو دیوانه!!! 

بخون داستانه اموزنده ایه 

 

اتومبیل مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یک تیمارستان پنچر شد و راننده 

 مجبور شد همانجا به تعویض لاستیک آن بپردازد. 

هنگامی که آن مرد سرگرم این کار بود، ماشین دیگری به سرعت از روی مهره‌های 

 چرخ  

که در کنار ماشین بودند گذشت و آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره‌ها را برد

مرد حیران مانده بود که چکار کند. او تصمیم گرفت که ماشینش را همانجا رها کند و

برای

خرید مهره چرخ برود. در این حین، یکی از دیوانه‌ها که از پشت نرده‌های حیاط  

تیمارستان 

نظاره‌گر این ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:  

از 3 چرخ دیگر ماشین، از هر کدام یک مهره بازکن و این لاستیک را با 3 مهره ببند و  

برو

تا به تعمیرگاه برسی! 

آن مرد اول توجهی به این حرف نکرد، ولی بعد که با خودش فکر کرد، دید راست 

 می گوید 

و بهتر است همین کار را بکند. پس به راهنمایی او عمل کرد و لاستیک زاپاس را بست.

هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن دیوانه کرد و گفت: "خیلی فکر جالب و  

هوشمندانه‌ای داشتی، پس چرا تو را توی تیمارستان انداختنت؟"

دیوانه لبخندی زد و گفت: من اینجام چون دیوانه‌ام، ولی احمق که نیستم!

[ دوشنبه 21 آذر 1390 ] [ 09:41 ب.ظ ] [ دیانا ]

[ 4 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه